یار ما گر میل صحرا میکند صحرا خوش است میل دریا گر کند در چشم ما دریا خوش است
برچسب:
نویسنده: ماهان صفری
ای کاش که دکتر بشناسد مرضم را یک «تو» وسط این همه دارو بنویسد
برچسب:
نویسنده: ماهان صفری
به هیچ خانه نجستم نشان جانان را که جانم از حرم و دیر هر دو بیزار است
برچسب:
نویسنده: ماهان صفری
راه... دراز... است و نمی شود طی
برچسب:
نویسنده: ماهان صفری
باز آ که شهر بی تو، تاریک و تیره باشد در شهر بی تو نتوان، والله که در جهان هم ...
برچسب:
نویسنده: ماهان صفری
جز فکر رخ و ذکر لبش نیست فروغی فکری به ضمیر من و ذکری به زبانم!
برچسب:
نویسنده: ماهان صفری

دل به دام تو رفت و نامد باز/چه کند خسته بود و راه دراز
چه دل است این دلی که من دارم/هر دمی با غمی شود دمساز
بارها گفته ام ز خطه طوس/رو کنم در عراق یا که حجاز
چه کنم در کمند زلف توام/ مرغ دربند کی کند پرواز
گفته بودم نهان کنم غم تو/چه کنم آب دیده شد غمّاز
برچسب:
نویسنده: ماهان صفری
هر کجا باشی به یادش شاد باش از غم دنیای دون آزاد باش
برچسب:
نویسنده: ماهان صفری
ای ماه تمام، برنیایی آخر؟ جانی، که همی رخ ننمایی آخر چون جان به لطافت و چو ماهی به جمال جان من و ماه من، کجایی آخر؟
برچسب:
نویسنده: ماهان صفری
در هر چیزی نشانی از توست وانگاه تو بی نشان، کجایی؟
برچسب:
نویسنده: ماهان صفری
این جا کسی است پنهان دامان من گرفته
خود را سپس کشیده پیشان من گرفته
این جا کسی است پنهان چون جان و خوشتر از جان
باغی به من نموده ایوان من گرفته
این جا کسی است پنهان همچون خیال در دل
اما فروغ رویش ارکان من گرفته
این جا کسی است پنهان مانند قند در نی
شیرین شکرفروشی دکان من گرفته
برچسب:
نویسنده: ماهان صفری
برق را در خرمن مردم تماشا کرده است هر که پندارد که حال مردم دنیا خوش است
برچسب:
نویسنده: ماهان صفری
پادشاه منی و من، ز گدایان توام از گدایان، خبری نیستت ای ماه چرا?
برچسب:
نویسنده: ماهان صفری
برچسب:
نویسنده: ماهان صفری